![]() |
![]() |
|
| رفت حاجی به طواف حرم و باز آمد ما به قربان تو رفتیم و همانجا ماندیم |
|
سلام.......
ممنون كه لطف داريد و هميشه به من سر ميزنيد بابت تاخيري هام و نبودنم معذرت خواهي ميكنم امروز امتحانات منم تموم شد شديم آقا مهندس..... و به جمعيت عظيم بي كاران كشور افزوده شديم..... اميدواريم يه شغلي واسمون پيدا بشه. البته الان ميشينم ميخوونم واسه ارشد درمورد شغلم: فعلا بي كاري پنهان دارم.... يعني كار ميكنم ولي درمورد تحصيلاتم هنوز كاري پيدا نكردم.... امروز ۱۰۰نفر مهندس الكترونيك(با ۴گرايش) ۱۰۰مهندس شيمي و پتروشيمي(با ۳گرايش) ۱۰۰مهندس كامپيوتر (با ۲ گرايش) ۱۰۰مهندس مكانيك(با ۲گرايش) ۱۰۰مهندس عمران(با ۴گرايش) از دانشكده ما فارغ االتحصيل شدند...... يعني ۵۰۰مهندس بيكار ......... بچه ها مهندسي تون تبريك: اول دوستان عزيزم :محمد علي نادر سينا هادي بعد همكلاسي هاي عزيز: پدرام اميد مسعود مهدي سعيد شارمين آرين فرجاد سهيل مهرداد امير حسين سيد مهدي شاهين محمدمهدي عليرضا بهنام ميلاد پرهام رسول محسن سامان امير حسين اميد شريف همايون پيمان سيامك محمد داود رضا ارسلان كامياب بابك محمدحسين مهران حميد شايان اميرفواد اميررضا كامران عماد رسول ميثم بهزاد و بقيه دوستان عزيزي كه 500نفر ميشن..... امروز پرونده 007 ما بسته شد// 007 گروهي بود متشكل از 7 بچه هاي دانشگاه من(اشكان متين..به قول بعضي ها خرخون دانشگاه..البته شاگرد دوم دانشكده) محمد( شاگرد اول دانشكده- اهل بندر انزلي-آخر باحالي) پيام (كه البته اسم پيام هم محمده ولي همه پيام صداش ميزدند.آخريا بهش ميگفتيم مسيج.. بچه اليگودرز- پيام رشته اش حقوق بود.ولي با ماها دوست بود.پيام جان بيكاري تو هم مبارك) علي( بچه بامرام و بباصفا- اهل نجف آباد اصفهان) نادر( ملقب به هيتلر..بچه كاشان) هادي( گل سرسبد..اهل سنندج) سينا( اهل تهران كه 2ساله اومده خونه خريده اصفهان و امروز گفت ميخوام واسه هميشه اصفهان بمونم همتون پرسیدید عشق و عاشقی؟؟؟؟ همتون گفتید حاج اشکان عاشق شد...... همتون شیرینی خواستید...... اونی که عاشقش شدم دختر دائیم بود..... وقتی به پسر خاله ام آبتین گفتم عاشق ..... شدم گفت مطمئنم داماد دائی میشی... همه اقوام مطمئن بودند من با ...... ازدواج میکنم و همه مطمئن بودند من داماد دائی سعید میشم.. رفتم خواستگاری و ...... در جلوی همه منو خرد کرد و گفت تو قبلا نامزد داشتی.... گفتم نامزدم ۲۶ روزه بود عقدمون هم موقت بود.بعدم دختر بازی که نکردم یا دوست دختر که نداشتم. ولی اون گفت من حاضر نیستم با پسری که قبلا با دختری رابطه داشته ازدواج کنم بلند شدم و گفتم امیدوارم کسی که میخوای یدا بشه که تا حالا با هیچ دختری رابطه نداشته و خوشبخت ترینت کنه.... چند روز بعد از مامانم که واسه خاله ام تعریف میکرد فهمیدم که اون شب دائی شعید تا صبح گریه کرده و با ...... دعوا کرده که هیچ پسری بهتراز اشکان نیست.... منم برگشتم به تنهائی خودم و خدا....... من دوستش داشتم...حالا هم دعا میکنم بهترین آدم روی زمبن واسش پیدا بشه و خوشبخت ترینش کنه...... دیروز یکی کامنت گذاشته بود که: وقتی دیدم عاشق شدی دنیا رو سرم خراب شد... شاید دوستت داشتم ولی هیچ وقت بهت نگفتم و وبلاگشو واسه همیشه بسته و رفته..... دیروز تا حالا حالم خوب نیست..... واسم دعا کنید......
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1388/04/04ساعت 21:41 توسط AsHKaN |
|
|
نمیدونم چندروزه ..... چندماه ... که دلبسته ی نگاه بی تفاوتت شدم ....
اما خوب می دونم تو این غربت و غریبی تنها تو مرا در ماندن به اینجا راغب کردی . خودتت نمی دانی که هر روز و شب دست به آسمان بی همتا می برم و به خالق تمام آسمانها راز دل می گشایم ..... بی اندازه در انتظار آن روزم که مرا به سوی عشق پاک خود بخواهی آنوقت زندگی ام را عاشقانه در راه آرامش دل مهربان تو می گذارم . خدایا کمکم کن .... بی اندازه دوستش دارم ..... او نمی داند ولی تو خدایی .... تو از تمام اسرار با خبری ..... عشق مرا در دل مهربانش جوانه بزن ..... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1388/03/14ساعت 16:3 توسط AsHKaN |
|
|
درد دل:
۱۸ اردیبهشت سالگرد فوت بابام بود.... بابا ۱۷ سال شد که من و مامان رو تنها گذاشتی و رفتی..... ۱۷ ساله که داد میزنم و صدات میکنم... خیلی وقته به جای خالیت تو خونه عادت کردم... خیلی وقته که چشام دیگه واست بارونی نشده خیلی وقته مامان دیگه عصبانی نمیشه... الکی شوخی میکنه..میخنده..تا منم از این حس و نبودن تو دربیام ولی نه.............نمی تونم! حالا که دارم واست مینویسم یه بغضی تو گلومه...یه بغضی که ۱۷ساله با منه یه بغضی که نمیشکنه و اگه شیکست بارونش بند نمیاد بابا اگه الان کنارم بودی کلی حرف داشتم واست بزنم کلی باهات درد و دل کنم خدا ...آخه واسه چی؟ فقط میخوام بدونم واسه چی بابامو گرفتی؟ کار بدی کردم؟ میدونم هرچی دادی نعمت بوده و هرچی ندادی حکمت ولی خدایا ۱۷ ساله هنوز به حکمتت نرسیدم
سلام دوستای خوبم.امیدوارم هرجا هستید خوب و خوش باشید دلم واسه همتون تنگ شده بود...مخصوصا واسه چند نفر مثل امید عزیز...مهدیس خانم...گیتاریست بارانی و بچه منفی واسه همشون دعا کنید بچه منفی و مهدیس خانم و تارا خانم کنکور دارن(البته شاید کسای دیگه ای هم باشن ولی من نمی دونم) واسه گیتاریست بارانی هم دعا کنید...تازگیا مشکوک میزنه.حرفی نمیزنه ولی مدام میگه واسم دعا کنید که دست خالی نباشم و...........هرچی هم ازش میپرسم چته؟ هیچی نمیگه....حالا شما واسش دعا کنید واسه منم دعا کنید معدلم بالا شه بی کنکوربریم واسه ارشد راستی چند وقت که نبودم یه خبرایی بود...(برعکس بالای پست)چند وقته یه نفر از فکرم بیرون نمیره..هرجا نگاه میکنم اونو میبینم...اینقدر خوشگله ولی نمی دونم چرا تو این همه سال به این خوشگلی ندیده بودمش...خوشگل...خوش اخلاق..مهربون..درس خوون...با حجاب وای یه تیکه ماه به قول آبتین علائم عاشقیه...می خوام برم خواستگاریش چون واقعا من اهل این عشق و عشق بازیا نیستم...کاش قبول کنه و منم از پس این همه عشق بربیام....واسم دعا کنید...به خدا اگه جور شد همتونو دعوت میکنم خیلی حرف زدم نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تا سلامی دیگر.. درپناه ایزد یکتا ...شاد باشید و سلامت به قول بچه منفی:شاد باش و شادی برسان آرزومند لحظات شاد برای یکایک شما: حاج اشکان |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/02/26ساعت 9:16 توسط AsHKaN |
|
|
*چقدر عجيبه كه يك ساعت عبادت به درگاه الهي ،دير و طاقت فرسا مي گذره،
ولي 60 دقيقه بازي يك تيم فوتبال مثل باد مي گذره...! كه با همون پول به خريد مي رويم ،كم به چشم مي آيد...! ساعت فيلم ديدن به سرعت مي گذره...! چيزي به فكرمون نمي اد تا بگيم ،اما وقتي كه مي خوايم با دوستمون حرف بزنيم هيچ مشكلي نداريم...! مي كشه،لذت مي بريم وازهيجان تو پوست خودمان نمي گنجيم اما وقتي كه مراسم دعا وخطابه ونيايش طولاني مي شه،شكايت مي كنيم و آزرده خاطرمي شويم..! از پر فروشترين كتاب رمان دنيا اسونه...! مسابقه رو ،رزرو كنيم،اما به آخرين صف هاي نماز جماعت تمايل داريم...! رومزه خود پيدانمي كنيم ،اما بقيه برنامه ها رو سعي مي كنيم تو اخرين لحظه هم كه شده انجام بديم...! *چقدرعجيبه كه شايعات روزنامه ها رو به راحتي باور مي كنيم ،اما سخنان خداوند در قرآن رو به سختي باور مي كنيم...! كاري در راه خداانجام بدن،به بهشت برن...! مي كنيد،به سرعت آتشي كه در جنگلي انداخته شود ،همه جا را فرا مي گيرد ،اما وقتي كه سخن و پيام الهي رو مي شنويد دوبرابردرموردگفتن اون فكر مي كنيد..!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/02/14ساعت 11:15 توسط AsHKaN |
|
|
1- آنگاه که تنها شدی و در جست و جوی یک تکیه گاه مطمئن هستی، بر من توکل نما( نمل/79)
2- آنگاه که نا امیدی بر جانت پنبه افکند و رها نمی شوی، به من امیدوار باش(زمر/53)
3- آنگاه که سر مست زندگی دنیا و مغرور به آن شدی، به یاد قیامت باش.(فاطر/5)
4- آنگاهکه در پی تعالی و کمال هستی، نیتت را پاک و الهی کن.(فاطر/29-30)
5- آنگاه که دوست داری به آرزویت برسی، به درگاهم دعا کن تا اجابت نمایم.(غافر/60)
6- آنگاه که دوست داری کسی همواره به یادت باشد، به یاد من باش که من همواره به یاد تو هستم(بقره/152)
7- آنگاه که دوست داری با من هم سخن شوی، نماز را به یاد من بخوان.(طه/14)
8- آنگاه که روحت تشنه نیایش و راز و نیاز است، آهسته مرا بخوان.(اعراف/55)
9- آنگاه که شیطان همواره در پی وسوسه ی توست، به من پناه ببر.(مومنون/97)
10- آنگاه که لغزش ها روحت را آزرده ساخت، در توبه به رویت باز است.(قصص/67)
ناگهان عطر خوش پر زدنش معجزه کرد شعله ای دید و تپ سوختش معجزه کرد آسمان پنچره شد، پنچره ای رو به بهشت عشق هم حس کبوتر شدنش معجزه کرد
ممنون که زحمت کشیدید و به تبار الهی اومدید حاج اشکان |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/01/17ساعت 10:38 توسط AsHKaN |
|
|
دو و چهار- چهار و سه – چهار منزل خداست الو سلام اين منم مزاحمي كه آشناست
هزار مرتبه اين شماره را دلم گرفته است ولي هنوز پشت خط در انتظار يك صداست
شما كه گفته ايد پاسخ سلام واجب است به ما كه ميرسد حساب بنده هايتان جداست
الو..چرا صدايتان نميرسد؟ كمي بلندتر صداي من چطور ؟خوب و صاف و واضح و رساست؟
اگر اجازه ميدهي برايت درددل كنم شنيده ام كه گريه برتمام دردها دواست
مرا به سوي خود خوان تا سبك شوم پناهگاه اين دل شكسته خانه خداست
خدا مرا ببخش كه باز هم مزاحمت شدم دوباره زنگ ميزنم تا خدا خداست
پروردگارا من در كلبه فقيرانه خود چيزي دارم كه تو در عرش كبريايي خود نداري.. من چون توئي دارم و تو چون خود نداري.
پروردگارا: هر كه تو را گم كرد چه يافت و چه گم كرد هركه تو را يافت؟
پروردگارا: به من قدرتي عطا كن تا شكر كنم آنچه به من دادي و آنچه كه به من ندادي..چون هرچه دادي رحمت ود و آنچه ندادي حكمت
پروردگارا: از عشق امروزم چيزي براي فردايم باقي بگذار به اندازه يك نگاه...به اندازه يك لبخند...تا به ياد داشته باشم كه روزي عاشقت بودم
پروردگارا: چنان كن سرانجام كار.... تو خوشنود باشي و من رستگار.... آمین..یا رب العالمین..
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1388/01/09ساعت 10:38 توسط AsHKaN |
|
|
خداوندبی نهایت است.... گفتم: هیشکی نمیدونه تو دلم چی میگذره گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه ( خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/۲۴)) گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید (ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم (ق/۱۶)) گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی! گفتی: فاذکرونی اذکرکم (منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/۱۵۲)) گفتم: تا کی باید صبر کرد؟ گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا ( تو چه میدونی! شایدموعدش نزدیک باشه (احزاب/۶۳) گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟ گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/۱۰۹) گفتم: خیلی خونسردی!تو خدایی و صبور! من بندهات هستم و ظرف صبرم کوچیک… یه اشاره کنی تمومه! گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم (شاید چیزی که تو دوست داریبه صلاحت نباشه (بقره/۲۱۶) گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل… اصلا چطور دلت میاد؟ گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم خدا نسبت به همهی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/۱۴۳) گفتم: دلم گرفته گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/۵۸) گفتم: اصلا بیخیال! توکلت علی الله گفتی: ان الله یحب المتوکلین خدا اونایی رو که توکل میکنن دوست داره (آل عمران/۱۵۹) گفتم: خیلی چاکریم! ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که: و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت میکنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا میکنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن،رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر میکنن (حج/۱۱) - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - همیشه در ارتفاع معینی از سطح زمین دیگر هیچ ابری مشاهده نمیشود... اگر هنوز آسمان وجودت ابریست حتما هنوز دلت به اندازه ی کافی اوج نگرفته است....
خداوندا به من قدرتی عطا کن تا بدانم آنچه به من دادی نعمت بود و آنچه ندادی حکمت پی نوشت: از همه دوستاران و پیوندهای عزیز ضمن پوزش به خاطر غیبت طولانی مدتم ازتون میخوام اسم لینک منو در پیوندهای خودتون به (پسری از تبار الهی ) تغییر بدید با تشکر:حاج اشکان
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/12/20ساعت 1:54 توسط AsHKaN |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بنام تنها پناه بی پناهان
تقدیم به هر ایرانی اصیل عاشق که عشق را از بسم الله الرحمن الرحیم کلام حافظ جایگاه مادر و حرمت معشوق و تنهایی مجنون می داند و لمس می کند سلام.. اوایل فکرمیکردم تنهام و تنهائی برام زجر آور بود به هیچ قیمتی هم حاضر نمیشدم بگم تنها نیستم ( پسری از تبار تنهائی ) ولی خدا بهم نشون داد که تنها نیستم پائیز 87منو برد مهمونی خودش..منو دعوت کرد به خونه خودش و درست روز تولدم من رفتم صحرای عرفات و دوباره متولد شدم اما حالا می فهمم زیادم تنهائی بد نیست. تو تنهائی یه پشتیبان بزرگ به اسم خدا داری که همون واسم کافیه. اما وب رو تقدیم می کنم به: به همه آنانی که می دانند در کلبه فقیرانه خود چیزی دارند که در عرش کبریایی خدا نیست ما که خدائی داریم و خدا چون خود ندارد من اشکان متین متولد 16/آذرماه/1365 مهندس الکترونیک.... بزرگ شده خیابون نظرغربی اصفهان ساکن خیابون صمدیه اصفهان به کعبه گفتم تو از خاکی منم خاک چرا باید به دور تو بگردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی برو با دل بیا تا من بگردم درپناه خالق نیلوفرهای آبی شکیبا بمانید التماس دعا |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
اردیبهشت تلخ 87 خاطرات شخصی در تنهایی خودم نظر خواهی Bad Boy عشق چیه؟ زندگی ياد اون روزا بخير SMS خداحافظ دلتنگی مناسبت ها من و تبار الهی |
|
RSS
|